همه با موضوع رمضان آپ شدن و من اما همچنان در سردی سکوتم آرام گرفتم ، و خبری از آپ من نیست،گفتم بی خیال همه چیز،منم یه خورده از مای مایندز رو بیارم اینجا،مغزم دیگه جا نداره و همه درایواش اررور Spaceمیدن عین درایو E کامپیوترم!

عادت به تظاهر ندارم ،نمیدونم امسال چرا ماه رمضون واسم مث قبل نیست؟نمی دونم شاید هم همه اینجورین آخه از یکی از دوستان که پرسیدم اونم گفتش که آره ،منم روزه میگیرم فقط برا اینکه گرفته باشم!منم هیچ حس و ذوقی ندارم.

جاتون خالی کلی گریه کردم سر نماز اما بازم خالی نشدم ،دوس دارم سریعتر تموم شه این ماه،هر چی سریعتر بهتر،البته نه به خاطر سختی هاش،موضوع اینه که ناراحتی عزیزم رو اصلآ نمیتونم ببینم،اصلآ دوس ندارم پای سفره افطار و سحری بشینم یعنی امسال به همون دلیل اصلآ خوشم نمیاد.

یادش به خیر ماما جون و ماه رمضون ،با اون سنش روزه میگرفت اونم همه ماه!دوست دارم تو همه پستام از ماماجونم بگم ،ماماجون چه گریه ها که واست دارم اما تو اصلآ دوسم نداری نه میای تو خوابم نه منو پیش خودت میبری!راستی بابت اون روز هم معذرت!اراده ام دست خودم نبود ولی تو هم خیلی اخم کردی اما حالا بازم ماما جون مهربون و لبخندی منی.به خدا یهویی شد!همین الان پا میشم میام پیشت بوست کنم.منو ببخش!

ای خدااااااااااااااااااااااااا!

مای مایندز میگه:دختر تو بشین و فقط حرص بخور!میگه بشین و همش خودتو سرزنش کن!اجبارم میکنه که فقط با عقل کار کن!بدون هیچ انحراف و انعطاف پذیری!اجبارم میکنه که بگم:چشم!اطاعت!امر،امر شماست.