اجاره نشینها ...

نمیدونم چرا بعضیها اینهمه غر میزنند که کرایه خونه ها گرون شده. شما بگید...گرونیه؟!

ادامه نوشته

 آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند … آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند … آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند … آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .

عکس اتاقم/آرامش یا طوفان دلم؟

تو اتاق نشستم دارم درس میخونم ،نمی دونم این عکس بیشتر بهم آرامش میده یا اینکه نه دلمو طوفانی میکنه!ماماجونم همیشه مواظب منه  حتی وقتی من خوابم بالا سرم با لبخند نشسته و یه لحظه هم چشاشو از من بر نمیداره.مامای گلم میدونم همه ی اینا رو میدونم که همش نیگام میکنی ،میدونم دوس داری منم همیشه نیگات کنم اما من اعتراف میکنم که هر کاری کنم به مهربونی تو نمیرسم عزیزم!میدونم همیشه منتظری که منم نگات کنم و با نگاه باهم حرف بزنیم اما خداییش وقتی نیگات میکنم تو دلم بد جور غروب میشه!یه غروبی که تا طلوع دوباره ش وقت زیادی میبره!یه پاییزی دلتنگ وطولانی(انگاری ۹۰ روزشم یلداست)تمام وجودم رو احاطه میکنه !چشمام خیس میشن و صدام بارونی!

دیروزیه عکس گرفتم از ماماجونم،چقد دلم میخواست ست کنم برا Caller ID!چه فایده وقتی قرار نیست برا یه بارم بیاد رو صفحه... .دورش رویه قاب قشنگ گرفتم وگذاشتم براwallpaper تا لااقل همینجوری هم  رو صفحه باشه.

هنوزم که هنوزه وقتی دلم بهانه شو میگیره عین یه بچه کوچولو میشم که وقتی یه چیزی رو میخواد تمام فکر و ذکرش اون میشه،هنوزم که هنوزه وقتی عمیقآ دلتنگش میشم تا بخوام به حالت عادی برگردم کلی زمان میبره و دست کم چند روز منو تو حال و هواش غرق میکنه.

گاهی وقتا فکر میکنم ماماجونم دیگه دوسم نداره که تو ۲سال و چند ماه فقط یک بار اومد مهمونی خوابم!اونم ساکت و آرام بدون اینکه باهام حرف بزنه فقط با لبخند نیگام میکرد و من فقط دریا دریا اشک ریختم که بالاخره برگشتی ماماجون؟!اما وقتی بیدار شدم که ای کاش اصلآ نمیشدم دیدم نه مامایی هست و نه برگشتنی... .

فدای تو-...

                                      ---------------------------------------------------------

آن چشم شب نخفته چرا پشت پنجره

با آن نگاه غمگین

ژرفای آسمان را می کاوید

آن گاه باز میگشت

نومید

میگریست

.:فریدون مشیری:.

 

قطاری که به مقصد خدا میرفت

لختی درایستگاه دنیا توقف کرد

و پیامبر رو به جهانیان کرد و گفت:مقصد ما خداست.....

کیست که با ما سفر کند؟

کیست که رنج و عشق توامأ بخواهد؟

کیست که باور کند دنیا ایستگاهی است تنها برای گذشتن؟

قرن ها گذشت...اما از بیشتر آدمیان جز اندکی بر آن قطار سوار نشدند....

از جهان تا خدا هزارایستگاه بود.....

در هر ایستگاه که قطار می ایستاد...

کسی کم میشد وقطار می گذشت و سبک میشد

زیرا سبکی قانون را خداست....

قطاری که به مقصد خدا میرفت به ایستگاه بهشت رسید....

پیامبر گفت:اینجا بهشت است,مسافران بهشتی پیاده شوند,اما اینجا ایستگاه آخر نیست...

مسافرانی که پیاده شدند,بهشتی شدند....

اما اندکی باز هم ماندند....

قطار دوباره راه افتاد و بهشت جا ماند...

آنگاه خدا رو به مسافرانش کرد وگفت:

درود بر شما,راز من همین بود,آنکه مارا میخواهد در ایستگاه بهشت پیاده نخواهد شد....

و آن هنگام که قطار به ایستگاه آخر رسید

دیگر نه قطاری بود

نه مسافری...

تولد

امروز روز تولدمه،8395روز تو این دنیا بودم ،فکر که میکنم نمیدونم تونستم حداقل نصف این همه روز رو بنده ی خوبی واس خدا باشم یا نه؟نمی دونم تونستم تا اخرین حد ممکنش دختر خوبی واس مامان بابا باشم یا نه بیشتر از اینها هم میتونستم و کوتاهی کردم؟
راستی وقتی دنیا اومدم درست 15 ماه رمضون هم بوده فک کنم.

امروز میخوام یه تولد مجازی برا خودم را بندازم همتون هم دعوتین.
یک دو سه که گفتم همه دس بزنین امروز تولده.میبینین چه آدم مهمی هستم من که روز تولد منو تعطیلم کردن.
1
2
3

تولد تولد تولدت مبارک


تولد تولد تولدت مبارک

حالا فقط شما موندین و کادو دادن و باز کردن کادو ها.
خوب چون درس دارم تولدو زود تموم میکنیم تابرم دوباره سر درسام


از وقتی که پا به دبستان گذاشتم یعنی درست از 17،16 سال پیش همیشه یکی از کادوهای تولدم امتحان بود ، آرزو به دل موندم که منم روز تولدم با خیال راحت بشینم . ای خدا شکرت...دوس دارم امسالم هدیه های خوشگل داشته باشم ازت مث همه سالای گذشته. خدا جونم بازم شکرت.

پس فردا امتحان دارم اونم تو یه روز 2 تا.دعام کنین.

سلامت باشید.ممنون از حضورتون تو جشنم.

در کلاس روزگار درسهای گونه گون است

درس دست یافتن به آب و نان

درس خوب زیستن کنار این و آن

درس عشق

درس مهر

در کنار این کلاس و درس ها

در کنار نمره های صفر و نمره های بیست

یک معلم بزرگ نیز در تمام لحظه ها،تمام عمر

در کلاس هست و در کلاس نیست

نام اوست مرگ

و آنچه درس می دهد زندگیست

فريدون مشيري

سلام

در طوفان حوادث ، با خدا بودن کارگشاست،



زندگي اگر نام آساني داشت ، ديگر بر زمين ، تلاش معنايِ خويش را از كف ميداد و در آسمان ، رنگين كمان

دعایم کنید ، تا سلامی دیگر.

قيمت مغز آقایان 5000 $ و خانم ها 200$ !!


بلانسبت همه ی شما بازدید کنندگان آقا!!!!!!!!!!!!



بالاخره دكتر وارد شد ، با نگاهي خسته ، ناراحت و جدي .

دكتر در حالي كه قيافه نگراني به خودش گرفته بود گفت :"متاسفم كه بايد حامل خبر بدي براتون باشم , تنها اميدي كه در حال حاضر براي عزيزتون باقي مونده، پيوند مغزه ."

"اين عمل ، كاملا در مرحله أزمايش ، ريسكي و خطرناكه ولي در عين حال راه ديگه اي هم وجود نداره, بيمه كل هزينه عمل را پرداخت ميكنه ولي هز ينه مغز رو خودتون بايد پرداخت كنين ."

اعضا خانواده در سكوت مطلق به گفته هاي دكتر گوش مي كردن , بعد از مدتي بالاخره يكيشون پرسيد :" خب , قيمت يه مغز چنده؟";

دكتر بلافاصله جواب داد :"5000$ براي مغز يك مرد و 200$ براي مغز يك زن ."

موقعيت نا جوري بود , أقايون داخل اتاق سعي مي كردن نخند ن و نگاهشون با خانمهاي داخل اتاق تلاقي نكنه , بعضي ها هم با خودشون پوز خند مي زدن !

بالاخره يكي طاقت نياورد و سوالي كه پرسيدنش آرزوي همه بود از دهنش پريد كه : "چرا مغز آقايون گرونتره ؟ "

دكتر با معصوميت بچگانه اي براي حضار داخل اتاق توضيح داد كه : " اين قيمت استاندارد عمله ! بايد يادآوري كنم كه مغز خانمها چون استفاده ميشه، خب دست دومه و طبيعتا ارزونتر !!!!!!!!!!!! !! . "

خواستن توانستن است لغو شد!اثباتش رو هم دارم:

خواستن توانستن است ، خود خواستن هم توانایی می خواد.
اگه اینطوره پس چرا من می خوام ،احساس میکنم توانایی خواستن رو دارم اما نمی تونم؟

دروغه که میگن خواستن توانستن است.

اما یه سوال اگه دروغه پس چرا کوچولو با امید خواستن=توانستن داره میره؟تو همه موارد استثنا وجود داره ممکنه اینم استثنا باشه!یا من استثام؟نمی دونم یا من استثنام یا این کوچولو!




از اونجایی که به حافظ و فال حافظ از اول ارادت خاصی داشتم امروز که خیلی دلواپس و مضطرب از حوادث روزگار ودرس وکاروزندگی بیدار شدم یه فال برا خودم گرفتم،جالیبش اینجاست که این شعر حافظ رو هم خیلی دوس داشتم و دارم .بچه که بودم امکان نداشت با بابا مشاعره کنم از بیتای این شعر استفاده نکنم
، بعد این آرامش عجیبی تو وجودم اومد بعد اینکه حافظ گفت از دعا غافل مشو ،واقعآ راست میگفت یه مدت نه چندان کوتاه خیلی خیلی بدنماز شده بودم... .



تا بود وردت دعا و درس و قرآن غم مخور!

دلتنگ روزهایی هستم که در حال گذر است...

دو صد گفته نیم کردار نیست،همه چی بستگی به همت خودم داره تو این دو سه ماه.