86 ساکشو بسته آماده ی آماده منتظره تا پنجشنبه بیاد،داشتن میگفتن واس ساعت 9:18:19 بلیط داره !امروزبا 87 تو باغ یه جلسه داشتن که توش 86 همش از تجربه هاش میگفته و 87 فقط گوش میداده!87 رو فقط نصیحت میکرده که وقتی اومدی مهربون باش! با کسی بد نباش!گفته درست سال قبل من جای تو بودم و 85 جای من!85 هم خیلی منو نصیحت کرد اما من گاهی شیطونی کردم و نصیحتاشو فراموش کردم .فقط اینو میخوام بگم حالا که وقت رفتن و خداحافظیم رسیده خیلی خیلی پشیمونم از اینکه گاهی آدما رو اذیت کردم و هر کدومشون از من کنار خاطره های خوبشون ،خاطره های بد هم دارن.ازت میخوام که شیطون نباشی و آدما رو سربه سر نذاری ناراحتشون کنی!من به 85 قول نداده بودم اما ازت میخوام که بهم قول بدی!87 یه خورده من و من میکنه که اگه نتونم چی؟86 این دفعه با قاطعیت گفته تو هم یه روزی رفتنی هستی نذار ازت خاطره ی بد داشته باشن به خدا پشیمون میشی..............(همه ی اینا رو گلای باغ یواشکی شنیدن)................. مژدگانی گلا یادتون نره آخه میگن 87 آخر سر قول داده که واسه همه خاطره های خوب خوب و شیرین داشته باشه.